صفحه

نگاهی به صفحات ذهن بیمارم

۵۶. تنگِ غروب

چهارشنبه ۱۴۰۳/۱۲/۱۵، 10:53

بعضی روزا بشدت دلم میخواد سیاوش گوش کنم، اهنگ تنگ غروب یا شهرِ من توی ذهنم رویِ تکرارِ و همش میخونه، یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه سهم من از باتو بودن غم تلخِ غروبه...
این عکس رو سومِ اسفند گرفتم، اتوبان حکیم شرق به غرب قبل از ستاری.
و نوشته ای شبیهِ شعرم:

در هجمه یِ این جهانِ خالی
تهرانِ پُر از عشقِ خیالی
من با توام از تو می نویسم
معشوقه یِ مستِ لااُبالی
.
تا چه پیش آید.

قمارباز
© صفحه