۱۰. روزِ دهم
سه شنبه ۱۴۰۳/۱۰/۲۵، 23:13
امروز استراحت بود و باشگاه نرفتم، تا بعد از ظهر با ناصر مشغول پخش بودیم، بعد از ظهر مغازه بودم به حسابا رسیدگی کردم و کمی هم پیگیری مطالبات، امروز رو با نوشتن متنی شبیه شعر به پایان میرسونم، تا چه پیش اید
امشب غزل بیادِ تو آرام، میتپد
اشکها سر به دامنِ گونه ام باز مینهد
امشب تو مادری و دلم کودک گریان
تنها به نازِ دستِ تو ارام میشود
قمارباز